کد خبر 128171
۲۳ تیر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

شهادت مبدع ارتباطات مخابراتی خاص در سوریه همزمان با انقضای کارت ملی

شهادت مبدع ارتباطات مخابراتی خاص در سوریه همزمان با انقضای کارت ملی

برادر شهید مدافع حرم گفت: برادرم ارتباطات مخابراتی با ایران را برقرار کرد که به دلیل مسائل امنیتی ارتباطات به نحوی خاص بود و ابداع بزرگی نیز در شرایط جنگ در این ارتباطات انجام داد.

لطف الله شیبانی برادر سرتیپ پاسدار شهید مهندس داد الله شیبانی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حیات به مناسبت دومین سال شهادت این مدافع حرم، از فراز و فرودهای زندگی برادر شهیدش که عروجش مصادف با اتمام تاریخ کارت ملی اش بود پرده برداشت.*16 سالگی ؛ آغاز حضور در میدان جنگ وی با بیان اینکه اشتیاق به جهاد در راه اسلام از 16 سالگی در داد الله آشکار شد اظهارداشت: در آن زمان که بنده هم 14 ساله بودم به همراه برادر 16 ساله ام به جبهه های جنگ تحمیلی رفتیم و همان زمان برادرم عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و تا پایان جنگ هم حضور داشتیم، پس از اتمام جنگ به شیراز آمدیم و من در کارشناسی حقوق دانشگاه شیراز پذیرفته شدم و داد الله نیز جذب رشته مهندس مخابرات دانشگاه امام حسین (ع) در تهران شد.شیبانی ادامه داد: برادرم سال 1370 همزمان با تحصیل ازدواج کرد و به عنوان فرمانده گردان ثارالله ستاد مشترک سپاه فعالیت می کرد ، دقیقاً یک سال پس از حوادث سوریه سال 91 ، 92 بود که داد الله تصمیم گرفت به صورت داوطلبانه عازم سوریه شود ولی به این دلیل که به عنوان سردار سپاه موقعیت کاری خوبی داشت و اعزامش داوطلبانه بود حتی مقداری کسری حقوق نیز داشت ولی تصمیم گرفت که به نیروهای سپاه قدس در سوریه که تعدادشان به 20 نفر نیز نمی رسید بپیوندد. *مبدع ارتباطات امنیتی مخابراتی در سوریه این برادر شهید مدافع حرم در پاسخ به این سوال که فعالیت اصلی برادر شما در سوریه چه بود، گفت: تخصص اصلی برادرم مهندسی مخابرات بود ، در سال 91، 92 همانطور که گفتم کل نیروهای سپاه قدس در سوریه 20 نفر می شد و ارتباط آنها با ایران تنها از طریق بیسیم بود، دادالله تمامی ارتباطات مخابراتی سپاه قدس با ایران را برقرار کرد و ابداع بزرگ امنیتی در شرایط جنگ نیز در این ارتباطات انجام داد.*ولایت مدار ، عاشق اهل بیت، توکل به خداوند ، تواضع و فروتنی و حفظ بیت المالوی در خصوص خصوصیات ویژه سرتیپ پاسدار شیبانی اظهارداشت: در درجه اول وی فوق العاده از فرمایشات مقام معظم رهبری تبعیت می کرد و دستورات ایشان را وحی منزل می دانست و همیشه به خانواده گوشزد می کرد که دفاع از سوریه تکلیف و دستور حضرت آقا است، ازسوی دیگر همیشه خانواده را به این صورت توجیه می کرد که حرم حضرت زینب (س) در خطر است و اگر دست یکی از این تکفیری ها به حرم ایشان برسد شما چطور می توانید فردای قیامت پاسخگوی حضرت زهرا (س) باشید؟ که پس از این سخنان دیگر خانواده اقناع می شدند و مخالفتی برای حضور او نداشتند.شیبانی افزود: همچنین داد الله بسیار توکل به خدا داشت و اگر تصمیمی می گرفت با توکل به خداوند حتماً انجام می داد از سوی دیگر بسیار متواضع و فروتن بود به عنوان مثال دکل های مخابراتی در سوریه حدودا 170 متر بود ، برادر من هم اندامی تنومند داشت و شاید مقداری بالا رفتن از این دکل ها برایش سخت بود و ما همیشه به او می گفتیم خب اجازه بده سربازی یا افراد دیگری این کار را انجام دهند ولی همیشه می گفت که آنها هم فرزندان ما هستند ، از دستور در کار خودداری می کرد و بنابر صحبت های اکثریت هم رزمانش بسیار متواضع و همیار بود، حتی پاداش هایی که از سوی فرمانده سپاه دریافت می کرد میان تمام همکاران خود تقسیم می نمود . لطف الله شیبانی با تاکید براین که برادر شهیدم بسیار به بیت المال و حقوق ملت اهمیت می داد تصریح کرد: در خاطرات همرزمانش نوشته شده که اگر روزی فرزندان خود را به سرکار می آورد اجازه استفاده از ناهار را به آنها نمی داد و حتی در استفاده از خودروی محل کار و استفاده از خانه سازمانی سپاه بسیار حساس بود و پس از 5 سال که حق قانونی حضور او و خانواده اش در خانه سازمانی سپاه بود آنجا را ترک کرد و در خانه ای استیجاری در تهران ساکن شد. *حلالیت طلبی پیش از شهادت وی مرخصی پایانی شهید داد الله شیبانی را بسیار متفاوت دانست و با بیان این که به او شهادت الهام شده بود خاطرنشان کرد: وی از سال 1370 که از شیراز به تهران آمد چندین سال اجاره نشین بود و پس از آن که 5 سال نیز در خانه سازمانی سپاه بود باز هم در یکی از مناطق تهران مستأجر شد ولی در آخرین مرخصی خود به شهرک سپاه و محل زندگی گذشته خود رفت و از همسایه های چندین ساله خود خداحافظی و حلالیت طلبید ، روزی که می خواست دوباره اعزام شود نیز از همسرش حلالیت طلبید که همه اینها نشان می دهد که برادرم شهادت خود را بسیار نزدیک می دید.*شهادت ؛ همزمان با اتمام تاریخ کارت ملی برادر سرتیپ پاسدار شهید مهندس داد الله شیبانی با اعلام این خبر که روز شهادت برادرم مصادف با اتمام تاریخ انقضای کارت ملی اش 2 تیر 1393 بود گفت: اول تیرماه بود که برادرم با همسرش تماس گرفت و گفت که دیدار ما باشد آن طرف که همسرش گفت مگر می خواهی ما را به سوریه ببری که اینطور می گویی ولی او تاکید کرد که دیدار به قیامت .وی ادامه داد: برادرم در مرکز مخابراتی سوریه مشغول به فعالیت بود، در تاریخ دوم تیرماه 93 ساعت 11 صبح بود که به همراه همکارش حشمت الله سهرابی و با ماشین به سمت محل کار می رفت که در تله انفجاری کاشته شده توسط داعشی ها برخورد کرد که ماشین منفجر شده و هر دو شهید شدند، همان روز بعدازظهر این دو شهید به معراج شهدای تهران منتقل و 5 تیرماه نیز در گلزار شهدای استان فارس به خاک سپرده شدند.این برادر شهید مدافع حرم از خانواده خود و این شهید بزرگوار می گوید که از این شهید دو پسر به نام های رضا 24 ساله و مجتبی 18 ساله به یادگار مانده که در حال حاضر رضا مهندسی مکانیک خود را از دانشگاه علم و صنعت تهران دریافت کرده و در انتظار اعلام نتیجه کارشناسی ارشد است و مجتبی نیز در انتظار برگزاری کنکور کارشناسی دانشگاه ها است ، پدر این شهید بزرگوار نیز در سال 1389 به رحمت خدا رفته اند.*اعلام آمادگی جهاد در پیشگاه رهبریوی با اشاره به دیدار این خانواده با رهبر معظم انقلاب اظهارداشت: زمانی که خدمت آقا رفتیم گفتیم که ما 3 برادر هستیم که دادالله نیز 2 فرزند دارد و هر زمان که دستور بفرمایید عازم جهاد خواهیم شد، در آن نشست مادرم از رهبر معظم انقلاب درخواست داشتند که یک تقاطع غیر هم سطح مانند پل در استان فارس به نام این شهید بزرگوار نامگذاری شود که ایشان نیز موافقت کرده و دستور فرمودند که در نهایت مکاتبات آن از طریق ستاد کل سپاه انجام شده و اکنون این اقدام در شورای شهر شیراز به تعویق افتاده است که امیدواریم ان شاءالله به زودی عنایتی به دستور رهبر معظم انقلاب شود. *شهیدی که یک رکعت نماز و روزه قضا نداشتشیبانی با اشاره به برگزاری سالگرد بزرگداشت این شهید، 5 تیرماه سال جاری در حسینیه عاشورای ثارالله(ع) استان فارس اظهارداشت: برادر من کاملاً داوطلبانه به سوریه رفت و به پست و مقام و پول پشت کرد، روز آخر رفتن، پسرش به او گفت که مطلبی داری به ما بگویی که گفت وصیت خود را می نویسم ولی بدانید که یک رکعت نماز و روزه قضا ندارم، او حتی عزاداری های محرم و مراسم ماه رمضان را برگزار می کرد و در کار خیر پیش قدم بود.گفتنی است شهید بزرگوار سردار داداالله شیبانی در سحرگاه روز شنبه اول تیرماه سال 1347 مصادف با 21 ماه مبارک رمضان (سالروز شهادت مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام) در شهرستان شیراز و خانواده ای مذهبی، در دامان مادری متقی، دیده به جهان گشود.درسن 17 سالگی به آرزوی خود که همانا عضویت در جمع سبزپوشان خمینی کبیر(ره) بود، رسید و جبهه های جنوب، میانی و غرب را از شلمچه و فاو گرفته تا فکه، ایلام، ارتفاعات شمال غرب، سلیمانیه، مأوت، مهاباد، بانه، نوسود، پاوه و... با شجاعت تمام در نوردید.در حوالی زوال ظهر روز دوشنبه 2/4/93 ، مقارن با تکمیل سن 46 سالگی، درحالی که به همراه یکی از همکارانش (شهید حشمت اله سهرابی ) عازم انجام مأموریت بودند، دردام تله انفجاری گروه های تکفیری افتاده ، شربت شهادت را نوشیده و جان خود را فدای دفاع ازحرم غفیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (س) کرد.تهیه و تنظیم : فاطمه حاجی محمد علی انتهای پیام/  

برچسب‌ها